محمد بن جرير الطبري ( مترجم : پاينده )
6484
تاريخ الطبرى ( فارسي )
وى رفت و در سمت شرقى مسرقان جاى گرفت و برادر خويش را با جمعى سوار در سمت غربى نهاد ، پيادگان زنگى را نيز با وى نهاد . جمعى از سرداران زنگى از جمله انكلويه و حسين معروف به حمامى و گروهى ديگر بيامدند كه دستورشان داد بر پل فارس جاى گيرند . خبر به تكين رسيد كه على بن ابان بر ضد وى مهيا مىشود ، كسى كه اين خبر را براى وى برد غلامى بود به نام وصيف رومى و به دو خبر داد كه آن قوم بر پل اهواز جاى گرفتهاند و گفت كه به نوشيدن نبيذ سرگرمند و ياران خويش را براى فراهم آوردن آذوقه پراكندهاند . تكين با جمعى از ياران خويش شبانه به طرفشان روان شد و با آنها نبرد كرد و از جمله سرداران زنگى ، انكلويه و حسين معروف به جمامى و اندرون را با مفرح ( 547 كه كنيهء ابو صالح داشت بكشت . بقيه هزيمت شدند و به خليل بن ابان پيوستند و آنچه را كه بر آنها گذشته بود ، با وى بگفتند . تكين بر سمت شرقى مسرقان برفت تا با على بن ابان و جمع وى مقابل شد كه على با وى مقاومت نياورد و هزيمت شد . غلامى از آن على كه از سواران بود به نام جعفرويه اسير شد ، على و خليل با جمع خويش سوى اهواز بازگشتند و تكين به شوشتر بازگشت . على بن ابان به تكين نوشت و از او خواست كه از كشتن جعفرويه خوددارى كند كه او را بداشت ، ميان على و تكين نامه ها و ملاطفتها رفت كه خبر آن به مسرور رسيد و آن را ناخوش داشت ، به مسرور خبر رسيد كه اطاعت تكين سستى گرفته و به على بن ابان گراييده و به دو متمايل شده است . محمد بن عبد الله مأمونى بادغيسى كه از ياران تكين بخارى بوده بود گويد : وقتى خبر به مسرور رسيد كه تكين با وى نفاق آورده ، درنگ كرد تا كار وى را به درستى بدانست . آنگاه به آهنگ ولايت اهواز حركت كرد و از تكين خرسندى مىنمود و از كار وى ستايش مىكرد ، از راه شابرزان رفت ، سپس از اهواز برفت تا به شوش رسيد . تكين دانسته بود كه خبر وى به مسرور رسيده و از اين و نيز از جمعى از